دو چشم خمار
دو چشم خمار
کاش این چشم ها تا ابد از آن من میشد ... ای کاش .... ولی افسوس و افسوس و افسوس و .... به چشمهاي هوسآلودي كه به استقبال عشق آمدهاند بگوييد از همان راه آمده بازگردند كه عشق هرگز در قاب چنين چشمهايي نخواهد نشست! به قلبهاي حقيري كه در پي عشق ميگردند بگوييد عشق حس بزرگي است، حتي اگر هم بخواهد در خانهي تنگشان جا نميگيرد. به آنها كه سخت ميبخشند، سخت ميبخشايند، دير ميگذرند، بگوييد آنكس كه ديكته ساده «مهر» را نميتواند بنويسد او را چه به سرودن غزل هزاربيتي عشق . . . عشق نه اسير ميكند، نه اسير ميشود، نه تمنا ميكند، نه بي خيال ميشود . . . آوای مبهم سکوت در ذهنم نجوا می کند گویی از اعماق وجودم با صدای بی صدایی کسی مرا فریاد می زند آری این صدای سکوت است که می شنوی سکوت تنها واژه ای ست که به اندازه ی بی نهایت ایهام دارد شاید به همین دلیل همه آن رابهترین جایگزین برای حرف هایشان می دانند سکوت آوای دل انگیزآفرینش است نظر یادت نره به نام خدا با عرض سلام خدمت تمام دوستان عزیزم امروز روز اول وبلاگ بیگانه است نیمیدونم چی باید بگم ولی دوست دارم وبلاگمو با این شعر دکتر علی شریعتی شروع کنم با تشکر نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد
در لابه لای بوتههای سبز زندگی
نگاه کن!
جوانه در سکوت میروید و گل
در سکوت میشکفد...
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - 
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - 
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - 
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - 
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - 
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم
چه خواهد ساخت
ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم
سوتکی سازد
گلویم سوتکی باشد
به دست طفلکی گستاخ و بازیگوش
و او یک ریز و پی در پی
دم گرم خودش را
در گلویم سخت بفشارد
و خواب خفتگان خفته را آشفته سازد
بدینسان بشکند دائم
سکوت مرگبارم را
دکتر علی شریعتی
| :قالبساز: :بهاربیست: |















